دبکافایل، در تشریح این حملات که پس از جنگ 1973، شدیدترین حملات اسرائیل
به سوریه خوانده شده است، هدف این حملات را جلوگیری از ارسال سلاح توسط
حکومت سوریه برای جنبش حزبالله لبنان خوانده است، سلاحهایی نظیر «موشک
فاتح 110» و «موشک اسکاد دی».
گزارش دبکا که پایگاه نزدیک به منابع نظامی و اطلاعاتی اسرائیل شناخته
میشود، اشاره بدان دارد که نیروی هوایی رژیم صهیونیستی همچنین دو
لشکر مربوط به «گردان چهارم ارتش سوریه» را نیز هدف قرار داده است که تحت
فرماندهی «ژنرال ماهر اسد»، برادر رئیسجمهور سوریه، از قویترین واحدهای
نظامی ارتش سوریه محسوب میشود.
در همین شرایط برخی از گزارشها حاکی از آن است که ارتش روسیه نیز در حال
انتقال دادن ناوگان خود از دریای مدیترانه به بندر طرطوس سوریه است. اگر
چنین باشد، خاطره پیشروی نیروهای اسرائیلی به سوی دمشق در جنگ 1973 و تماس
تلفنی کرملین با کاخ سفید و هشدار تند شوروی مبنی بر احتمال دخالت نظامی
مسکو در جنگ روز کیپور، در خاطرهها زنده میشود. هشداری که نیروهای
اسرائیلی را متوقف کرد.
از سوی دیگر، حملات جدید نیروی هوایی ارتش صهیونیستی به خاک سوریه، در
شرایطی صورت میگیرد که اخیرا جهان عرب و بحران سوریه شاهد دو تحول جدید
بوده است: اول امتیازدهی اعراب به رژیم صهیونیستی در خصوص سرزمینهای
فلسطینی و دوم، جسارت اخیر قوای سلفی موجود در سوریه به مزار صحابی بزرگوار
پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین(ع) که نشان از آن داشت که نیروهای سلفی در
سوریه، بسیار جسورتر از گذشته شدهاند و آینده سوریه را در دستان کثیف خود
میبینند.
با تشریح مقدمات فوق، تحولات جدید در بحران سوریه را میتوان از چند زاویه مورد بررسی دقیقتر قرار داد:
1- بهانه انجام این حملات یعنی ارسال سلاح برای حزبالله لبنان توسط دولت
سوریه بهانهای موجه به نظر نمیرسد. اولا حزبالله در حال حاضر به حد
کفایت برای ویران کردن شهرهای اسرائیل موشک در اختیار دارد و ثانیا، وقتی
موشکها قبلا توانستهاند به منطقه محاصره شدهای چون نوار غزه برسند، در
صورت لزوم به خاک لبنان هم خواهند رسید و اسرائیل توان جلوگیری از این
جریان را ندارد.
2- در شرایطی که اسرائیل و متحد راهبردی آن، آمریکا، از احتمال افتادن
سلاحهای شیمیایی سوریه بهدست تروریستها ابراز نگرانی میکنند، حمله به
مراکز گردانی که از بخشهای قدرتمند ارتش سوریه محسوب شده و احتمالا در حفظ
و نگهداری این تسلیحات نقش موثری دارد، چه معنی میتواند داشته باشد؟ جز
اینکه صهیونیستها با تضعیف ارتش سوریه قصد تسهیل دسترسی تروریستها به
سلاحهای شیمیایی سوریه را دارند؟
3- بحران روسیه ظاهرا فرصتی را در اختیار تلآویو قرار داده است تا با
حملات مکرر و هدفمند به مراکز قدرت ارتش سوریه، یکی از ارتشهای قدرتمند
عربی را که همواره تهدیدی برای خود میدانست، تضعیف کند. شاید اسرائیل
سالها بهدنبال آن بود که فرصتی برای کاهش کارآیی ارتش سوریه بهدست آورد
که ظاهرا این فرصت را تروریستهای سوریه در اختیار تلآویو قرار دادند.
4- اسرائیل با تجاوزهای مکرر به خاک سوریه، عملا توافقات 1974 را که با
تلاشهای گسترده کیسینجر به دست آمده و نوعی موازنه قدرت در منطقه ایجاد
کرده بود، بر هم زده و عملا بنیانی را بر هم میزند که میتوانست از ارکان
امنیتی این رژیم تلقی شود.
5- همزمانی حملات اسرائیل به خاک سوریه با اهانت جهال سلفی به مزار یکی
از صحابه رسول خدا (ص) که یکی از همان سلف صالحی بوده است که آنها دم از آن
میزنند، میتواند نشانه استقبال اسرائیل از رشد فرقهگرایی در سوریه و
امتیازی به کسانی باشد که به جنگ مذهبی در خاورمیانه دامن میزنند.
6- اسرائیل خود میداند که قدرت یافتن سلفیها در سوریه برای امنیت این
رژیم پیامی خوشایند ندارد. سلفیها در صحرای سینا ثابت کردهاند که
میتوانند امنیت اسرائیل را بهخطر اندازند. حرکت در راستای حمایت از قوای
سلفی معارض با حکومت سوریه با این حملات، میتواند نشان از حماقت کابینه
امنیتی اسرائیل داشته باشد که دستکم میتوانست در بازی سوریه دخالت نکند و
به انتظار نتیجه بنشیند.
7- سکوت حمایتآمیز جامعه بینالمللی در برابر حملات مکرر صهیونیستها به
خاک سوریه، نوعی بازی ناخوشایند با قواعد پذیرفته شده نهادهای بینالمللی
است. بر هم خوردن این قاعده بازی، آن هم به نفع سلفیها، یقینا تبعاتی تلخ
برای بازیگران قدرتمند نظام بینالمللی خواهد داشت. چنین حمایتی از یک
بازیگر غیرکشوری که در جای خود با غرب خصومت نیز دارد، برای غربیها گران
تمام خواهد شد.
8- این احتمال هم دور از ذهن نیست که پس از امتیازدهیهای اعراب به
اسرائیل، تلآویو اکنون در بحران سوریه با جدیت بیشتری بهنفع آنها وارد
عمل شده باشد. در این صورت، این امر میتواند یکی از امتیازات پشت پردهای
باشد که اعرب مخالف خاندان اسد از صهیونیستها در برابر گذشتن از بخشهایی
از سرزمین فلسطین دریافت کرده باشند.
9- طبعا قواعد بینالمللی، حق دفاع مشروع را برای حکومت سوریه در برابر
حملات اسرائیل محفوظ میداند و ارتش سوریه حق دارد بهنحو مقتضی به این
حملات پاسخ بدهد. طبعا مراکز حساس نظامی اسرائیل میتواند اهداف این پاسخ
باشد هرچند که شاید دمشق پاسخگویی به این حملات را منوط به آتیه و تثبیت
اوضاع داخلی کند.
10- پیروزیهای اخیر ارتش سوریه میتواند یکی از دلایل حمله به مراکز
نظامی سوریه توسط ارتش صهیونیستی باشد. شاید صهیونیستها میخواهند با این
تدبیر، جلوی پیشرویهای ارتش سوریه را بگیرند و دستکم، بحران را در این
کشور طولانیتر کنند.
طبعا اسرائیلیها در حال بازی با آتش هستند و این سیاست خطرناک، میتواند
در آینده تبعاتی جدی برای آنها داشته باشد، طبعاتی که شاید نوواقعگرایان
تصمیمساز در دستگاههای امنیتی و سیاسی اسرائیل، به اندازه کافی به آنها
نیندیشیده باشند.